تبليغاتX
بازهوس یه دردم یه درد عاشقونه
بازهوس یه دردم یه درد عاشقونه

HOMEPAGE E-MAIL Archive

2007/7/27-22:21 -پیام

زندگي

 

                                     زندگي ادامه داره حتي وقتي تو نباشي

اگه آشنابموني يا مثل غريبه ها شي

حتي وقتي واژه عشق با خيانت هم نفس شه

يااگه تموم دنيا واسه پرامون قفس شه

نه خزون نه بهار انگاري روزگار تو رو ازدل من مي رنجوند

ديگه توهرقدم مي گذشتي ازم قلبمو مي لرزوند

زندگي ادامه داره به جلو قصه تكرار

حتي وقتي نبض ساعت بخوابه رودست ديوار

حتي وقتي شعله عشق تونگاهي بي رمق شه

يااگه دفتر شادي روزي خالي ازورق شه

زندگي ادامه داره خوب وبد سفيد ومشكي

تازمانيكه يه لبخندمي شكفه مي چكه اشكي

كسي پله هاي اون روبه عقب برنمي گرده

ولي مي تونه ببينه كه گذشته ها چه كرده

زندگي ادامه داره با من و تو بي من وتو

اين دو روززندگي رو بيا همراه دلم شو

(ترانه سرا:مونا برزویی)

لینک ثابت |

2007/3/31-20:40 -پیام

سلام بچه ها

امروز می خوام درباره ی یه دختر حرف بزنم.دختری که خیلی زحمت کشید تا یه اسم ورسمی واسه خودش دست وپا کرد.داشت به همه ی آرزوهاش می رسید.اما چیزی نگذشت که همه ی آرزوهاش به باد رفتن.زندگیش از این رو به اون رو شد.این دختر اسمش زهرا امیرابراهیمیه....چندوقت پیش که خبر پخش شدن سی دی اونو شنیدم خیلی ناراحت شدم.از خودمو از جامعه ای که توش زندگی می کنم بدم اومد.واقعا اون پسره چقدر نامرد بوده که دلش اومده این کارو بکنه.......این هم شعریه که 2تااز خواننده های رپ ایرونی(یاس وامین) برای همدردی با این دختر خوندن که چون به نظرم جالب بود دلم نیومد ننویسمش اینجا

هیشکی نگفت یه دخترتنها تو این شهر شلوغ

بین نگاه هرزه ی مردم سرتاپا دروغ

چه حالی داشت وقتی همه آرزوهاش مرده بودن

وقتیکه دستای پلیدآبروشو برده بودن

هیشکی نفهمید چی کشیدوقتیکه مرگشومی دید

توی هجوم نعره ها هیشکی صداشو نشنید

بدون دروغ نیست این حرفا داره صحت

همه ماها شدیم یه مار چار وسه خط

حرفا بحثها رفت رو اعصاب شد کابوس درد

کم کم خواست به صدا دربیاره ناقوس مرگ

دختر ایرانی ناموس تو ناموس من

چرا کاری کردیم خودش بره به پابوس مرگ

تو کنج اتاق تکیه داده اون تنها

خدا اشکو به اون هدیه داده بود شبها

ولی حال شب وروز چشما تشنه اشک

طوریکه دیگه تموم شده بود چشمه اشک

می گفت به خدا:ای خدای من فقط یه خواهش

به من فقط بگو اینا فقط یه خوابه

ولی خواب نیست.دخترک بیدار بود

دخترک بازیچه ی جماعت بیکاربود

بیمارشدازتهمتهای کثیف ونابجا

ای خدا بده دختر رو از دسیسه ها نجات

ولی کدوم ما جامونوگذاشتیم بجاش

که ببینیم چی می کشه ما هم بسوزیم باهاش

خنجر بدست یکی بود ما همکارشیم

که توی جهنم ما هم بااون هم بالشیم

خطاب به اون پسرکه چقدر می تونی کثیف باشی

کاری که تو کردی بدتربود ازاسیدپاشی

توکه حاضری خودت رو بکشی واسه حسین

تو که محرمو سیاه می پوشی واسه حسین

حسین گفت اگه دین نیست باشیم آزادمرد

نه واسه ی یه سی دی کثیف کنیم بازار گرم

اون دخترزحمتها کشید تا به شهرتی رسید

واسه لذت بردن از اسمش یه مهلتی بدید

واقعا هم که دخترک بازیچه ی جماعت بیکاربود.......همون جماعتی که 10روز محرمو می ریزن تو خیابونا ومثلا عزاداری میکنن.همونایی که حرف از ناموس وغیرت می زنن ولی اینطوری با زندگی یه نفر بازی می کنن.بچه ها یه لحظه به اطرافتون نگاه کنین زندگیمون شده دروغ وفریب.هممون به فکر این هستیم که بدون هیچ ملاحظه ای بریم جلو.حتی اگه این جلو رفتن به قیمت زمین خوردن یکی دیگه باشه.هممون به فکر نشون دادن خودمون هستیم حتی به قیمت رفتن آبروی یکی دیگه...دیگه به هیشکی نمی شه اعتماد کرد.چندروز پیش از یکی شنیدم که فیلم استخرزنونه شهرمون هم تو بازار پخش شده.دیگه واقعا واسه خودم متاسف شدم که تو اینجورجامعه ای زندگی می کنم.ولی دیگه چه فایده زهرا بد بخت شد...چه معلوم شایدم که خبر مرگشو تو روزنامه ها ببینیم.ولی پسره چی؟ آخرش تبرئه میشه وانگار نه انگار که اتفاقی افتاده.انگار نه انگار که زندگی یه نفر تباه شده.خیلی ها هم هستن که این بلاها سرشون اومده وبدبخت شدن....دیشب که داشتم فیلم"میم مثل مادر"رو نگاه میکردم گلشیفته فراهانی (سپیده)یه حرفی زد که به نظرم خیلی جالب بود.اون لحظه ای که می خواست بچه روسقط کنه یه لحظه برگشت گفت "بگذرازاین دنیا".ولی خب ما که از این دنیا نگذشتیم .البته ما هم نمی دونستیم که تو همچین جایی باید زندگی کنیم.پس بهتره ما به فکر خودمون باشیم که حرمت هارو نگه داریم.به فکر این باشیم که فردا باید تو اون دنیا واسه کارایی که اینجا کردیم به خدا جواب بدیم.پس بهتره کارایی بکنیم که حداقل ارزش اینو داشته باشه که پیش خدا سرمونو بالا نگه داریم.

لینک ثابت |

2007/2/28-21:5 -پیام

سلام بچه ها

تعجب نکنین از اینکه قالب وبلاگمو عوض کردم.چون امروز می خوام برای خواهرم بنویسم..بخاطر همین هم یه قالب شاد انتخاب کردم چون می خوام اون همیشه شاد وخندون باشه.خواهری که بعداز 20سال گشتن بالاخره پیداش کردم.اونم چه خواهری.یه خواهر خوشکل ومهربون و ناز.یه خواهر دلسوز وهمدم و صادق.خلاصه هر چی ازخوبیاش بگم کم گفتم.خواهری که باعث شد به زندگی برگردم وطعم شیرین زندگی رو بچشم.آخه میدونین چیه بچه ها قبل از اینکه من خواهرمو پیدا کنم خیلی ناامیدبودم.ولی اون باعث شد که امید جایی تو زندگیم پیدا کنه......خلاصه من خیلی دوستش دارم و بهترین آرزوهارو براش آرزومندم.این شعرو هم تقدیم می کنم به بهترین ابجی دنیا

بده دستاتو به من تا باورم شه پيشمي
مي دونم خوب مي دوني، تو تار و پود و ريشمي

تو كه از دنيا گذشتي واسه يك خنده ي من
چرا من نگذرم از يه پوست و خون به اسم تن

تو خيالمم نبود دوباره عاشقي كنم
ممنونم اجازه دادي با تو زندگي كنم

نمي دونم چي بگم كه باورت شه جونمي
توي اين كابوس درد، روياي مهربونمي


وقتي حتي پيشمي، دلم برات تنگ مي شه باز
عشق تو، تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز

به جون خودت كه بي تو از نفس هم سير مي شم
نمي دونم چي مي شه بدجوري گوشه گير مي شم

ممنونم كه بچه بازي هامو طاقت مي كني
هر چقدر بد مي شم اما تو نجابت مي كني

هر كجاي دنيا باشم با مني و در مني
نگران حال و روزم بيشتر از خود مني

مي دوني با تو، پرم از شعر و ستاره
مي دوني بي تو، لحظه حرمتي نداره
مي دوني در تو، اين خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره

عطرنرگس ویاسمنی شاخه گل نسترنی      همسفرهمه لحظه هام نازنین تودنیای منی

آبجی جونم میدونم که اینارو می خونی .بخاطر همینم اینجا میگم که ممنونم ازت که باعث شدی عاشقی رو دوباره تجربه کنم ولی این بار عشقم صد مرتبه پاک تر وصادقانه تراز عشق قبلیه.چون ایندفعه عاشق تو هستم.یه عشق پاک وساده وبه دور ازرنگ وریا......واینو بدون که با تو پرم از شوق وشور واحساس.وبی تو بودن را اصلا نمی تونم تصورکنم..........تا آخر دنیا دوستت دارم آبجی...........................................

لینک ثابت |